مصطفى محقق داماد
29
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
3 - حقيقت و مجاز : در مباحث گذشته ديديم كه الفاظ براى رساندن معانى وضع شدهاند و حالات چهارگانهء وضع لفظ و وضعيّت موضوع له را مورد مطالعه قرار داديم . حالا با توجّه به مباحث گذشته مىخواهيم كاربردهاى عملى الفاظ را معيّن كنيم ، و بههمينجهت اوّلين موضوعى كه بايد در اين زمينه مورد بررسى قرار گيرد حقيقت و مجاز است . مراد از حقيقت اينست كه هرگاه لفظى در معنايى كه براى آن وضع شده است به كار رود اين استعمال حقيقى و از نظر اصول ، عنوان اين موضوع حقيقت است . مثلا وقتى مىگوئيم ؛ ماه ، و از اين لفظ يكى از اقمار آسمانى با مشخّصات خاصّى را اراده مىكنيم اين استعمال حقيقى است . گاهى در محاورات به صورت ديگرى عمل مىشود ، يعنى الفاظ براى موضوع له حقيقى مورد استفاده قرار نمىگيرند بلكه با ترتيبات و طبق قواعد خاصّى براى معانى مجازى به خدمت گرفته مىشوند . مثلا در اشعار شعرا و كتب نويسندگان بكرّات مشاهده مىشود كه الفاظ ، كلمات و عبارات در غير موضوع له حقيقى مورد استفاده شعرا ، ادبا و نويسندگان قرار مىگيرد ، و بههمينجهت